یعنی 5 4 سال و یک روز خیلی زیاده که آدمی دلش واسه یه جایی که قبلنها براش خیلی دوست داشتنی بود تنگ بشه؟...یه جایی که الان خروار خروار خاک روش نشسته و این کلمات رو هیچ جور نمیشه از پس این گرد و خاک دید!
یادش بخیر چه روزهای خوبی بودن.چه دوستهای خوبی بودن...چه شهر مجازی خوبی واسه خودمون ساخته بودیم.با کلی همسایه های خوب و مهربون.دلم برای تک تک دوستان اون دوره تنگ شده.
باورم نمیشه 5 4سال و یک روز گذشته .زمان خیلی زیادیه اما عین برق و باد گذشت! اووووووه! 5 سال پیش! جوونی کجای که یادت بخیر!
حتی الانش هم یه حس خوب و بد دارم از نوشتن این خظ ها...دقیقا مثل آدمی که بعد از سالها برگشته به خونه ایی که متروکه شده...
+ نوشته شده در یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 11:57 بعد از ظهر  توسط آسمان
|
